دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

389

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

ژان اوبن ( Jean Aubin ) در مقاله خود راجع به اسكندر با عنوان « Le mecenat timouride » شرحى مفصل درباره او مىنگارد و درباره فعاليت عمارت‌سازى وى در اصفهان و شيراز سخن فراوان دارد . اسكندر در شيراز و اصفهان كاخهاى رفيعى برپا كرد و آنها را بسيار محكم ساخت چون حكومت ظالمانه‌اش مردم را از وى متنفر ساخته بود . گذشتهء او همچون اكثر شاهزادگان تيمورى ، يك گذشته تركانه بود و مادرش از شاهزاده خانمهاى چغتاى به شمار مىآمد و به همين دليل به زبان تركى شعر مىسرود . با وجوداين ذوق و شوق او با فرهنگ ايرانى آميخته بود و اين كششهاى عاطفى در دو گلچين منعكس شده است ليكن اين دو گلچين دربردارندهء محاسبات نجومى است و يكى از آنها هم داراى يك رساله فقهى شيعى است . اوبن معتقد است كه علاقه وى به عرفان يك علاقه تصنعى و مصلحتى بوده ولى اين مسأله از احساس ذاتى او درباره برخى از هنرمندانى كه در نزد او كار مىكردند ، چيزى كم نمىكرد . نسخه خطى گلبنكيان دربردارنده يك تركيب‌بندى دو صفحه‌اى است كه مسيحيان نجران را در موقع شناسايى پيامبر نشان مىدهد . هر دو صفحه با ابرهاى طلايى ، روشن و تيره در سمت راست درخشندگى خاصى دارد ؛ و يازده پيكره در برگ سمت چپ درون شعله‌هايى به هم پيچيده‌اند « 1 » . به احتمال اين نگاره در خصوص اين موضوع ، سند بىنظيرى است : سبك آن نيز غيرمتعارف است ؛ اين نگاره محتملا يكى از هفت نگارهء اين نسخه است كه تأثير غرب را نشان مىدهد يعنى احتمالا تأثير بيزانس را كه از طريق تبريز منتقل شده است . معروف بغدادى رئيس كتابخانه اسكندر در شيراز بود و اين فرد البته يگانه هنرمند برجسته‌اى نبوده كه پس از سقوط قدرت سلطان احمد جلايرى ، جذب دربار اسكندر شده بود . معروف همان هنرمندى است كه بعدها به هرات رفت تا در خدمت شاهرخ باشد ، ولى در سال 830 / 1427 در قضيه قتل حامى خود با فرقه حروفيه همدست و يكى از پيروان اين نهضت گرديد « 2 » . گفته شده كه اسكندر هم تحت تأثير و القائات اين فرقه قرار داشت و لذا چنين مىنمايد كه تحت توجهات تشيع درآمده است . يكى از اصول اعتقادى حروفيان ، اعتقاد به ارزش عرفانى و يا الهى بعضى و يا همه حروف الفباى عربى ( مؤلف دچار اشتباه شده ، چون حروفيان بيشتر دلبسته حروف فارسى بودند نه عربى - م . ) بود يعنى آموزه‌اى كه به احتمال قوى ذوق و شوق يك نفر هنرشناس و يا خوشنويس را مىتوانست به خود جذب كند . امّا اين نكته گفتنى است كه سند تاريخى در مورد اين اشاره وجود ندارد ولذا تخمين و حدسى بيش نيست .

--> ( 1 ) - هنر ايران : فهرست مجموعه گلبنكيان ، تصوير 15 . پروفسور پ . ساسك ( Soucek ) موضوع اين نگاره را به حق دريافته است . ( 2 ) - اوبن ، « Le Mecenat Timuride » ، ص 85 .